زياد دور نشو / مي ترسم تو را هم / گم كنم / اندوه من
لحنش به دلنشيني نغمهي جويبار است و خندهاش به صداقت لذتهاي كودكي. و روح عميقش چنان پرمهر است كه تمام دردهاي خودش را در پس پردهاي پنهان ميكند و بعد به سلام ديگري پاسخ ميدهد. هميشه به ياد اين جمله مياندازدم: چه تنهاست ماهي، اگر دچار دريا باشد. دوستش دارم چون لايق دوست داشتن است...
Wed Nov 07, 2007
هركس بايد توي دنيا فرشته اي داشته باشد كه اگر دلش برايش تنگ شد ، به رديف گنجشك ها نگاه كند و لبخند هاي او بيايد توي ذهنش . فرشته ي من قصه گوي خوبي است . دوست دارم مامان صدايش كنم . مادرم از جنس بنفشه هاي باغچه است.
Wed Jan 09, 2008
با داستان هاش خيلي خوب ميشه ارتباط گرفت.حتي اگه داستان خون نباشي.خلاصه ايشون واسه خودش جادوگريه
Wed Jul 11, 2007
درگیر این دغدغه است که کیست و چرا در جایگاه حقیقی خودش قرار نمیگیرد؟بسیار کمتر از آنکه باید، دیده میشود و ستایش میشود.بیشتر از آنکه از آدم ها چیزی بگیرد،اهل « دهش » است."انسانم آرزوست" مولوی سزاوار اوست.او یک چراغ است ،یک پنجره.آن قدر تنهاست که گاهی از یاد می برم که او یک انسان است و چه قدر صبور
Sat May 10, 2008