زرد است که لبریز حقایق شده است/تلخ است که با درد موافق شده است/شاعر نشدی و گرنه می فهمیدی/پاییز بهاریست که عاشق شده استツ--> Click here Reply
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها ب more