چه بیتابانه میخواهمت ای دوریات آزمون تلخ زندهبهگوری! چه بیتابانه تو را طلب میکنم! بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست و فاصله تجربهای بیهوده است! شاملو
میشه از عشق تو گفت؛ میشه با ستاره های چشم تو، مغرب نو، مشرق نو برپا کرد؛ میشه از برق نگات خورشید رو خاکستر کرد؛ میشه از گندمیای سر زلفت یه عالم شعر نوشت؛ آره از عشق تو دیوونگ more